تبليغاتX
ماهک

به تو از تو مي نويسم

به تو اي هميشه در ياد

اي هميشه از تو زنده

لحظه هاي رفته بر باد

وقتي که بن بست غربت

سايه سار قفسم بود

زير رگبار مصيبت

بي کسي تنها کسم بود

وقتي از آزار پاييز

برگ و باغ هم گريه مي کرد

قاصد چشم تو آمد

مژده روييدن آورد

به تو نامه مي نويسم  ای همیشگی   ای امید 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت توسط mahkocholo |

خدایا!

راهی نمی بینم،آینده پنهان است.

اما مهم نیست،همین کافی ست که تو همه چیز را می بینی و من تو را.

خدایا!

نیازمند آن نیرو،شهامت وایمانی هستم

تا دریابم که در هر چه روی می دهد رحمت تو نهفته هست.

مرا خردی بخش که شکست را توقف نداند

و آن را نردباتی برای فراز به اوج ببیند.

تا دریابم،راه موفقیت را شکست های بی شمار هموار می کند.

خدایا!

هر روز راهنمایم باش.

فقط تو میدانی که خیر من در چیست.

در خرد و عشق توست که من می آسایم.

خدایا!

ذهن من چون قایقی توفان زده در تلاطم است.

آیا این قایق را آرامش می بخشی؟

خدایا!

آیا توان انجام خواست خود را به من می بخشی؟

با انجام خواست توست که آدمی به آرامش و بالاترین نیکی ها دست می یابد. 

                                                                                                          (*جی.پی.واسوانی*)

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت توسط mahkocholo |

قایقی خواهم ساخت،

خواهم انداخت به آب

دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق

قهرمانان را بیدار کند .

قایقی از تور تهی

و دل از آرزوی مروارید،

هم چنان خواهم راند

نه به آبی ها دل خواهم بست

نه به دریا—پریانی که سر از آب در می آرند

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران

می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

هم چنان خواهم راند۰۰۰۰۰                                (*سهراب سپهری*)

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت توسط mahkocholo |

اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست

من به خورشید اعتقاد دارم حتی اگرندرخشد

من به عشق اعتقاد دارم حتی اگر تنها باشم

من به خدا معتقدم حتی اگر ساکت باشد

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت توسط mahkocholo |

 

ای همیشه خوب

 ای همیشه آشنا

در میان بازوان تو ماهی همیشه تشنه ام

ای زلال تابناک

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

ماهی تو جان سپرده روی خاک                            (*فریدون مشیری*)

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت توسط mahkocholo |

 
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت توسط mahkocholo |

 

چه کسی میگوید جدایی انسان را دردمند نمیکند و صبر عاشق را لبریز

ای چشم به راه نگاه کن ودلتنگ مباش

این جمعه هم آمد وشما نیامدید

روزها را می شمارم تا جمعه دیگر بیاید

ای آسمانی تر از یک دلشکسته دل مجنون را کدام آدینه با ناز نگاهت مجنون تر میکنی!

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت توسط mahkocholo |

بهنوش عزیزم گلم بهترین دوستم,تولدت مبارک 

اگرچه پیشت نیستم , ولی دلم پیشته عزیزم!i miss you

جات پیشم  خیلی خالییییی پ....... جونمکادوی تولدتم محفوظ عزیزم تا روز دیدار

این هم تقدیم به تو عزیزم

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت توسط mahkocholo |

چه زیباست این شمع روشن کردناولی هیجا تکیه فاطمیه برام نمیشه!

ایشاالله همه حاجتشونو توی این شب زیبا از امام حسین گرفته باشن!

شمع زندگیتون همیشه روشن باشه!

یا حسین

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت توسط mahkocholo |

پرواز کن که عالم جهان زیر بال توست

+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت توسط mahkocholo |